ترجمه "dalam" به فارسی
عمیق, ژرف, از بهترین ترجمه های "dalam" به فارسی هستند.
dalam
adjective
adposition
-
عمیق
adjectiveWanita itu berkata, “Tuan tidak mempunyai timba untuk mengambil air, lagipun perigi ini dalam.
زن به عیسی گفت: «آقا، تو حتی سطل هم نداری که آب بکشی و چاه هم عمیق است.
-
ژرف
adjective -
از
nounKemudian Yesus menyuruhnya pulang dan melarangnya masuk ke dalam pekan.
پس از آن، عیسی او را راهی خانهاش کرد و به او گفت که به روستا برنگردد.
-
ترجمه های کمتر
- برقرار
- تا
- در
- وصل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dalam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dalam" با ترجمه به فارسی
-
شکل نمایش شماره درون کشوری
-
خودی · محرم راز
-
شی درون برنامه ای
-
موتور درونسوز
-
درونزایی
-
در میان
-
برخط و برونخط
-
جانباز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن