ترجمه "dasar" به فارسی

اساس, اساسی, اولیه بهترین ترجمه های "dasar" به فارسی هستند.

dasar
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اساس

    noun
  • اساسی

    adjective

    Sekarang saya hendak berbincang secara ringkas tentang satu aspek persediaan bagi satu panggilan pada pekerjaan Tuhan yang dasar tetapi biasanya tidak diendahkan.

    حالا می خواهم بطور خلاصه در بارۀ جنبۀ اساسی امّا نادیده گرفته شدۀ آمادگی برای فراخوانی به کار بحث کنم.

  • اولیه

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • باری
    • بدوی
    • بنیاد
    • بنیاد و پایه
    • تخته
    • تضمین کردن
    • ته
    • جان کلام
    • حکم
    • دورنی
    • زیرساخت
    • سطح پایینی
    • ضابطه
    • قاعده اخلاقی
    • قسمتی از برنامه
    • قوت
    • مبنا
    • مرد تاجر
    • مرکزی
    • مطلب عمده
    • معیار
    • مقیاس
    • ملاک
    • میزان
    • نکته مهم
    • واحد
    • پند
    • کشتی تجارتی
    • گواهی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dasar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dasar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dasar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه