ترجمه "daun" به فارسی
برگ, برگ درختان, برگی شکل بهترین ترجمه های "daun" به فارسی هستند.
daun
noun
دستور زبان
-
برگ
nounKemudian, dia mengutip sehelai daun dan menulis di atasnya.
يک برگ ازرو ي زمين برداشت و رو ي اون نو شت
-
برگ درختان
nounNuh melepaskan burung itu untuk kali kedua dan kali ini, burung itu terbang kembali dengan membawa sehelai daun zaitun dalam paruhnya.
نوح برای دومین بار او را بیرون فرستاد، و او برگ درخت زیتونی را با منقارش آورد.
-
برگی شکل
noun
-
ترجمه های کمتر
- شاخ وبرگ
- صفحه
- ورق
- ورقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " daun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Daun
-
برگ
nounKemudian, dia mengutip sehelai daun dan menulis di atasnya.
يک برگ ازرو ي زمين برداشت و رو ي اون نو شت
عباراتی شبیه به "daun" با ترجمه به فارسی
-
برف دانه
-
ورق بازی
-
سبزی
-
برنجاسف
-
پیازچه
-
برگپوش بالآبی
-
برنجاسف
-
ورقبازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن