ترجمه "daya" به فارسی
نیرو, امکان, تخیل بهترین ترجمه های "daya" به فارسی هستند.
daya
verb
adjective
noun
دستور زبان
-
نیرو
nounDaya aktif Tuhan, yang juga dipanggil roh suci, merupakan daya yang paling berkuasa di dalam seluruh alam semesta.
روحالقدس خدا پرقدرتترین نیرو در عالَم هستی است.
-
امکان
nounYehuwa juga boleh menjadikan orang Kristian yang terpilih sebagai ‘anak-anak-Nya’ dan mengurapi mereka dengan daya aktif.
همچنین این امکان را به وجود آورد تا خدا برخی از انسانهای وفادار را به روحالقدس مسح کند و به «پسرخواندگی» بپذیرد.
-
تخیل
noun
-
ترجمه های کمتر
- تصور
- قدرت
- منبع
- وسیله
- پتانسیل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " daya " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Daya
-
نیرو
nounدرسی
Daya aktif Tuhan, yang juga dipanggil roh suci, merupakan daya yang paling berkuasa di dalam seluruh alam semesta.
روحالقدس خدا پرقدرتترین نیرو در عالَم هستی است.
عباراتی شبیه به "daya" با ترجمه به فارسی
-
اسب بخار
-
اهمال · تصنع · تمجمج · حیله · حیله جنگی · حیله گری · خدعه · روباه صفتی · نیرنک
-
نیروی کشندی
-
ابقا · نیروی حفظ
-
خلاقیت
-
خلاقیت · قدرت ابداع · قدرت خلاقه
-
خرد · فهم · هوش
-
ازادی · بقا · تحمل · قابلیت مقاومت · معافیت · مقاومت ظاهری · مقاومت ویژه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن