ترجمه "deposit" به فارسی

ته نشینی, درزگیری, سپرده بهترین ترجمه های "deposit" به فارسی هستند.

deposit
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ته نشینی

    noun
  • درزگیری

    noun
  • سپرده

    noun

    Ia akan ambil masa untuk pihak bank menyedariyang mereka ada kacang tanah sebagai deposit.

    قبل ازینکه بانک بفهمه اونجا آجیل سپرده گذاشتیم ، چند روز طول میکشه

  • ترجمه های کمتر

    • صندوق تابوت
    • پیش قسط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deposit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "deposit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه