ترجمه "detik" به فارسی
ثانیه, ضربان قلب, لحظه بهترین ترجمه های "detik" به فارسی هستند.
detik
noun
دستور زبان
-
ثانیه
nounKau baru saja menghabisakan waktu 350 detik dalam ruangan ini.
تو فقط 350 ثانیه تو این اتاق بودی
-
ضربان قلب
nounHidronium bromida, kelumpuhan total dalam hitungan detik, melambatkan detak jantung hampir tidak ada.
بروميد هيدرونيوم در طي چند ثانيه فلج مي کنه ضربان قلب کم ميشه و به صفر مي رسه
-
لحظه
nounPada detik itu pun lengan kanan saya menjadi lumpuh sepenuhnya.
و در همان لحظه دست راستم کاملاً در کنار بدنم فلج شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " detik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "detik" با ترجمه به فارسی
-
نماد شرکت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن