ترجمه "diam" به فارسی
آرام, آرام کردن, اقامت داشتن بهترین ترجمه های "diam" به فارسی هستند.
diam
adjective
-
آرام
nounBiarpun mereka terlalu muda untuk memahami semua maklumat yang disampaikan, anak-anak dapat dilatih untuk duduk dengan diam sambil bertumpu pada program.
حتی اگر فرزندتان مطالب را درک نمیکند، به این شکل میتوانید او را تربیت کنید که بیدار بماند و آرام بنشیند.
-
آرام کردن
verb -
اقامت داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- ایستادن
- ایستادگی کردن
- بی زبان
- بی صدا
- تحمل کردن
- حرف نزدن
- خاموش
- خفه شدن
- خفه کردن
- در انتظار ماندن
- درنگ کردن
- ساکت کردن
- ساکن شدن
- صامت
- ماندن
- مسکون کردن
- منتظر شدن
- منزل کردن
- وفا کردن
- کم صدا
- گنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن