ترجمه "drama" به فارسی
دراما, نمایش, نمایشنامه بهترین ترجمه های "drama" به فارسی هستند.
drama
-
دراما
Jadi Calvin Joyner menjadi Presiden Drama Club.
پس کاليون جيونر رييس دراما کلاب بود
-
نمایش
nounRancangan yang berbentuk drama itu diambil daripada sebuah novel sains yang bertajuk The War of the Worlds.
آن نمایش بر اساس داستان علمیتخیّلی به نام «جنگ دنیاها» تنظیم شده بود.
-
نمایشنامه
nounDi Australia, sekitar 1,500 orang datang menonton drama itu di sebuah bandar perlombongan yang terpencil.
در استرالیا، در یکی از شهرهای معدنی دورافتاده حدود ۱۵۰۰ نفر برای دیدن این نمایشنامه حضور یافتند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Drama
-
دراما
ادبیات نمایشی
Jadi Calvin Joyner menjadi Presiden Drama Club.
پس کاليون جيونر رييس دراما کلاب بود
عباراتی شبیه به "drama" با ترجمه به فارسی
-
کمدی-درام
-
کمدی
-
اپرای صابونی
-
تماشاخانه · روش نمایش · هنر تاتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن