ترجمه "editor" به فارسی

ویرایشگر, تدوینگر, ویراستار بهترین ترجمه های "editor" به فارسی هستند.

editor
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ویرایشگر

    noun

    Tiada editor dikonfigur. Lakukan ia dalam dialog seting

    بدون ویرایشگر پیکربندی شده. لطفاً ، این را در محاورۀ تنظیمات انجام دهید

  • تدوینگر

  • ویراستار

    Kudengar kau pernah menjadi editor.

    یه جایی خوندم که یه زمانی ویراستار بودین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " editor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "editor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "editor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه