ترجمه "ego" به فارسی
حال, حالت, خود بهترین ترجمه های "ego" به فارسی هستند.
ego
-
حال
noun -
حالت
noun -
خود
nounKau dipenjara disebabkan ego kau, Vardhaan.
تو بخاطرِ خودت اينجايي وردان
-
ترجمه های کمتر
- خویش
- منت
- نفس
- نفس خود
- وضع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ego " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ego" با ترجمه به فارسی
-
دیگر خود · رفیق شفیق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن