ترجمه "epal" به فارسی
سیب, سيب, مردمک چشم بهترین ترجمه های "epal" به فارسی هستند.
epal
noun
-
سیب
nounمیوه سردسیری
Dia sedang makan sebiji epal.
او سیب می خورد.
-
سيب
Kau mungkin mahukan epal atau oren. Tapi kau tetap akan dapat peach.
ممکنه تو دلت يه سيب يا يه پرتقال بخواد. اما تو يه هلو برداشت مي کني.
-
مردمک چشم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " epal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Epal
-
سیب
nounDia sedang makan sebiji epal.
او سیب می خورد.
تصاویر با "epal"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن