ترجمه "festival" به فارسی

جشنواره, عید, جشن بهترین ترجمه های "festival" به فارسی هستند.

festival
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جشنواره

    noun

    Anda sudah bersedia untuk memenangi Festival Tarian Shimla?

    آماده ايد تا در جشنواره ي رقص شيملا برنده بشيد ؟

  • عید

    noun
  • جشن

    noun

    Ayah dan ibu aku meminta aku untuk pulang ke rumah bagi merayakan festival Lodi.

    مادر و پدرم ، خواستن براي جشن لوري برم خونه ( جشن کشاورزان در زمستان )

  • ترجمه های کمتر

    • جشنی
    • سور
    • عیدی
    • فستیوال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " festival " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "festival" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "festival" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه