ترجمه "gabenor" به فارسی

فرماندار, حاکم, حکمران بهترین ترجمه های "gabenor" به فارسی هستند.

gabenor
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرماندار

    noun

    Tapi kami malah mendapat gabenor romawi baru

    اما به جاي اون ، يک فرماندار جديد رومي نصيبمون شد

  • حاکم

    noun

    Oleh sebab dia merupakan warganegara Roma, dia kemudiannya mempertahankan dirinya di hadapan gabenor Roma yang bernama Feliks.

    پولُس که شهروند رومی بود در حضور فِلیکْس، حاکم رومی از خود دفاع کرد.

  • حکمران

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • فرمانده
    • والی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gabenor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gabenor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه