ترجمه "gambar" به فارسی
تصویر, تلنگر, سینما بهترین ترجمه های "gambar" به فارسی هستند.
gambar
noun
-
تصویر
nounAdik boleh melihat Nuh melakukan hal ini dalam gambar di bawah.
میتوانی او را در تصویر زیر در حال انجام این کار ببینی.
-
تلنگر
noun -
سینما
noun
-
ترجمه های کمتر
- طرح
- عکس فوری
- نقاشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gambar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gambar" با ترجمه به فارسی
-
تصویر مضحک · داستان مصور · کاریکاتور
-
سینما
-
نمودار فازی
-
دکمه تصویر
-
نمودار هرمی
-
نمودارمقصود
-
عکسبرداری کردن
-
جورچین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن