ترجمه "ganjil" به فارسی
عجیب, عجیب و غریب, بازی طبیعت بهترین ترجمه های "ganjil" به فارسی هستند.
ganjil
adjective
-
عجیب
adjectiveSemuanya begitu ganjil, dan sakit kepala saya makin teruk.
واقعاً همه اش خیلی عجیب بود، و سردردم همینطور داشت بدتر می شد.
-
عجیب و غریب
adjectiveAgak ganjil untuk melakukan ini pada malam Jumaat anda,
این کار کمی برای جمعه شبها عجیب و غریب بود،
-
بازی طبیعت
noun
-
ترجمه های کمتر
- برفکی
- بی تناسب
- بیگانه وار
- خارق العاده
- دمدمی مزاج
- دهن بین
- عبث
- غریب
- غیرعادی
- غیرمعمول
- فلسی
- مرموز
- مزخرف
- مست لایعقل
- مسخره
- مسخره آمیز
- مضحک
- نادر
- نامعقول
- ناهموار
- ناپسند
- هیولایی
- وسواس
- پوسته پوسته
- پوچ
- یاوه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ganjil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ganjil" با ترجمه به فارسی
-
اعداد زوج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن