ترجمه "gelisah" به فارسی

اخمو, بی قرار, ناراحت بهترین ترجمه های "gelisah" به فارسی هستند.

gelisah
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخمو

    adjective
  • بی قرار

    adjective
  • ناراحت

    adjective

    Pada malam itu, Darius berasa begitu gelisah sehingga dia tidak dapat tidur.

    داریوش آنقدر ناراحت است که آن شب را نمیتواند بخوابد.

  • ترجمه های کمتر

    • ناراحت بودن
    • پر کار
    • کار برده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gelisah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gelisah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه