ترجمه "gigi" به فارسی
دندان, دندون, لبه بهترین ترجمه های "gigi" به فارسی هستند.
gigi
noun
-
دندان
nounLihat ini, dia kehilangan gigi gerahamnya di rahang bawah kiri.
اینجا ، در قسمت پایین سمت چپ یکی از دندان های آسیابش گم شده.
-
دندون
nounMulakan sekarang, mereka tak kisah cungkil gigi mereka dengan tulang bayi!
بدون شک الان دارن لاي دندون هاشونُ با استخون هاي دوست داشتنيِ اون بچه پاک مي کنن.
-
لبه
noun
-
ترجمه های کمتر
- کنار
- گاز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gigi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gigi
-
دندان
nounGigi difailkan untuk taringnya.
دندان هايي که چون نيش تيز شده اند
عباراتی شبیه به "gigi" با ترجمه به فارسی
-
سایشی دندانی واکدار
-
دندانهای آسیای بزرگ
-
دندان پیش · دندان پیشین
-
جرم دندان
-
کزاز
-
دندان عقل
-
مسواک
-
سایشی لبیدندانی واکدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن