ترجمه "glu" به فارسی

لعاب, چسب بهترین ترجمه های "glu" به فارسی هستند.

glu
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • لعاب

    noun
  • چسب

    noun

    Dia mencabutnya dan melekatnya semula dengan glu.

    اونارو در میاورده چسب میزده دوباره میزاشته سر جاش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "glu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه