ترجمه "graviti" به فارسی
جاذبه, گرانش, جاذبه زمین بهترین ترجمه های "graviti" به فارسی هستند.
-
جاذبه
nounKapten. Dia menggunakan arus gelincir graviti untuk bawa dia kembali ke pusat.
کاپيتان. اون از يک جريان کششي جاذبه براي برگردوندن خودش به مرکز استفاده ميکنه.
-
گرانش
nounLif ini akan mengalami perubahan seketika dalam graviti.
در این آسانسور گذشت لحظه ای در گرانش را تجربه خواهید کرد
-
جاذبه زمین
nounMasa itu tiada perisian yang boleh merujuk bentuk jejaring rumit tersebut dan menganggarkan tindak balasnya dengan graviti.
هیچ نرم افزاری وجود نداشت که این شبکه پیچیده را همراه با و مدل آن را با جاذبه زمین نشان دهد.
-
قوه جاذبه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " graviti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
گرانش
nounنیروی جذب و تلقین چیست
Lif ini akan mengalami perubahan seketika dalam graviti.
در این آسانسور گذشت لحظه ای در گرانش را تجربه خواهید کرد
عباراتی شبیه به "graviti" با ترجمه به فارسی
-
ثابت گرانش
-
اتساع زمان گرانشی
-
گرانش کوانتومی
-
گرانش سطحی