ترجمه "gua" به فارسی
غار, حفره زیرزمینی, چال بهترین ترجمه های "gua" به فارسی هستند.
gua
pronoun
-
غار
nounMalaikat itu menyuruh Elia berdiri di mulut gua.
فرشته به ایلیّا گفت که به دهانهٔ غار برود.
-
حفره زیرزمینی
noun -
چال
noun
-
ترجمه های کمتر
- کاو
- گودال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gua " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gua
-
غار
nounMalaikat itu menyuruh Elia berdiri di mulut gua.
فرشته به ایلیّا گفت که به دهانهٔ غار برود.
عباراتی شبیه به "gua" با ترجمه به فارسی
-
با گوآ
-
نقاشی غار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن