ترجمه "gunung" به فارسی
کوهستان, کوه, kuh بهترین ترجمه های "gunung" به فارسی هستند.
gunung
noun
-
کوهستان
nounKamu perlu tiba di gunung itu sebelum hari terakhir musim gugur.
شما باید قبل از آخرین روز پاییز به کوهستان برسید.
-
کوه
nounDia juga membuat perjanjian dengan bangsa Israel di gunung itu.
ایلیّا در این کوه در غاری پناه گرفت.
-
kuh
-
ترجمه های کمتر
- داخلی
- قله کوه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gunung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gunung" با ترجمه به فارسی
-
مرغ حق کوهی
-
کوه پیما
-
خاکستر آتشفشانی
-
کوه سینا
-
تپه دامنه کوه · دامنه کوه
-
تاپیر کوهی
-
قوش-عقاب کوهستانی
-
آتشفشان · کوه آتشفشان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن