ترجمه "gurun" به فارسی
بیابان, صحرا, استحقاق بهترین ترجمه های "gurun" به فارسی هستند.
gurun
-
بیابان
nounBertahun-tahun yang lalu, saya membawa satu kumpulan pengakap ke satu khemah dalam gurun.
چندین سال پیش من پیشاهنگانی را به اردو در بیابان بردم.
-
صحرا
nounSelepas empat orang anaknya merentasi gurun selama lapan hari, mereka tiba di Sudan.
بعد از یک سفر خستهکنندهٔ هشتروزه در صحرا به کشور سودان رسیدند.
-
استحقاق
noun -
دشت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gurun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gurun" با ترجمه به فارسی
-
بیابان
-
صحرای بزرگ آفریقا
-
اقلیم بیابانی · جای خشک
-
پازن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن