ترجمه "haiwan" به فارسی
جانور, حیوان, حیوانی بهترین ترجمه های "haiwan" به فارسی هستند.
haiwan
adjective
noun
دستور زبان
-
جانور
noun -
حیوان
nounAwak tahu, haiwan tak tinggal dalam najis mereka sendiri, kan?
می دونی ، حیوان ها تو مدفوع خودشون زندگی نمی کنن ، میکنن ؟
-
حیوانی
nounTiada orang ataupun haiwan akan mengancam sesiapa pun
در آن زمان، هیچ انسان یا حیوانی خطری ایجاد نخواهد کرد
-
ترجمه های کمتر
- ǧānvar
- آفریده
- بشر
- جانداران
- جانوران
- جانوری
- حس و حرکت
- مخلوق
- ḥayvān
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " haiwan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Haiwan
-
جانوران
nounHaiwan-Haiwan Luar Biasa dan Di mana untuk Menemuinya
جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها
تصاویر با "haiwan"
عباراتی شبیه به "haiwan" با ترجمه به فارسی
-
رفاه جانوران
-
هوشسنجی جانوران
-
دامپزشکی
-
آزمایش جانوران
-
پارامسی
-
حیوانات کار
-
تربیت حیوانات
-
جانورشناسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن