ترجمه "halangan" به فارسی
امتناع, انسداد, بار بهترین ترجمه های "halangan" به فارسی هستند.
halangan
-
امتناع
noun -
انسداد
noun -
بار
nounWalaupun banyak halangan, akhirnya saya berjaya dengan bantuan Tuhan.”
بارها شکست خوردم، اما با کمک خدا بالاخره موفق شدم.»
-
ترجمه های کمتر
- بار سنگین
- بازدارنده
- بازماندگی
- توشه سفر
- حصار
- خجالت دادن
- سد
- شرمسار شدن
- قالب
- قرار گرفتن
- مانع
- مانع شونده
- محدودیت
- مسدود کردن
- منع
- منع کننده
- موانع قانونی
- پاگیر
- پاگیری
- گرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " halangan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "halangan" با ترجمه به فارسی
-
موانع تجاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن