ترجمه "hamba" به فارسی
برده, بنده, خادم بهترین ترجمه های "hamba" به فارسی هستند.
hamba
pronoun
noun
-
برده
nounBengkel ini tak menjadikan awak adi wira, kami bina hamba perkasa.
اين کارگاه ابرقهرمان نميسازه ، ما ابر برده ميسازيم.
-
بنده
nounYesus berkata, ‘“Seorang hamba tidak lebih penting daripada tuannya.”
عیسی به پیروانش گفت: «”بنده از ارباب خود بزرگتر نیست.“
-
خادم
nounTetapi apabila dia keluar, dia berjumpa dengan seorang hamba lain yang meminjam 100 denari daripadanya.
اما، آن خادم بیرون رفت و خادمی دیگر را که ۱۰۰ دینار به او بدهکار بود، یافت.
-
ترجمه های کمتر
- خدمتکار
- من
- مه
- مو
- نوکر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hamba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hamba" با ترجمه به فارسی
-
مال من · مرا
-
مال من · مرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن