ترجمه "hamil" به فارسی

باردار, حامله, آبستن بهترین ترجمه های "hamil" به فارسی هستند.

hamil
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • باردار

    adjective

    Raja Daud telah berzina dengan Batsyeba. Batsyeba kemudiannya menjadi hamil.

    داود، پادشاه اسرائیل و بَتْشَبَع مرتکب زنا شده بودند و بَتْشَبَع باردار شده بود.

  • حامله

    Dan saya bertemu seorang lelaki di salah satu kumpulan, dan saya hamil.

    و با يه مردي از يكي از همون گروه ها آشنا شدم ، و حامله شدم.

  • آبستن

    adjective
  • در شکم داشتن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hamil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hamil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه