ترجمه "hati" به فارسی
جگر, کبد, جان کلام بهترین ترجمه های "hati" به فارسی هستند.
-
جگر
nounCharlie beri dia satu ubat hati yang awak simpan dimeja.
" چارلي " يدونه از اون جگر هايي که توي کمدت نگه ميداري بهش بده
-
کبد
nounCristiano Ronaldo menempah ambulans udara untuk ambil ayahnya ke London. Tetapi buah pinggang dan hati dia tidak dapat bertahan lagi.
کریستیانو رونالدو یک " آمبولانس هوایی " برای انتقال پدرش به لندن فراهم کرد ولی کلیه ها و کبد پدرش از کار افتاده بود
-
جان کلام
noun
-
ترجمه های کمتر
- رشته عصبی
- عصب
- قوت
- مطلب عمده
- مهر
- مهربانی
- نکته مهم
- وتر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hati " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
قلب
nounKita perlu mengambil langkah tertentu untuk menjaga kesihatan fizikal. Begitu juga dengan kesihatan hati kiasan kita.
همان گونه که میتوان قلب را تقویت کرد، برای تقویت دل مجازی نیز راههایی وجود دارد.
-
کبد
nounاز غدههای بدن است که در فعالیتهای سوختوساز بدن مانند گوارش نقش دارد
Hati seorang peminum jika aku tak salah.
اینم کبد یه الکلی
عباراتی شبیه به "hati" با ترجمه به فارسی
-
جرات کردن