ترجمه "herba" به فارسی

بوته, علف, گیاهی بهترین ترجمه های "herba" به فارسی هستند.

herba
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوته

    noun
  • علف

    noun
  • گیاهی

    adjective

    Ayah saya suruh saya beli bunga untuk buat herba tonik.

    پدرم منو فرستاد تا گل بخرم تا یه معجون گیاهی درست کنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " herba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Herba
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سبزی

    noun

    هر نوع گیاهی که به خاطر خوشعطر یا خوشطعم بودن به عنوان غذا ، طعم دهنده، دارو، یا عطردهنده مورد استفاده قرار میگیرد

عباراتی شبیه به "herba" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "herba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه