ترجمه "hidangan" به فارسی
خوراک, غذا, کمک بهترین ترجمه های "hidangan" به فارسی هستند.
hidangan
-
خوراک
noun -
غذا
nounSedikit wain dan hidangan pastinya merapatkan semula jarak itu.
یه خورده غذا و شراب روی فاصله تون پُل میزنه
-
کمک
nounPergi membantu ibu anda dengan hidangan.
برو به مامانت تو ظرفا کمک کنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hidangan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hidangan" با ترجمه به فارسی
-
غذای هواپیما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن