ترجمه "hidung" به فارسی
بينی, دماغ, بینی بهترین ترجمه های "hidung" به فارسی هستند.
hidung
noun
-
بينی
-
دماغ
nounAku tak ingin anak-anak gemuk dengan hidung pesek.
من دلم يه آدم قد کوتوله ي چاق. با دماغ پهن نميخواد.
-
بینی
nounMeletakkan topeng di atas hidung dan muka anda.
ماسک را روی دهن و بینی خود قرار دهید.
-
[[بینی]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hidung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hidung
-
بینی
nounعضوی در مهره داران که با درون دادن و بیرون دادن هوا هماهنگ با دهان در تنفس نقش دارد
Meletakkan topeng di atas hidung dan muka anda.
ماسک را روی دهن و بینی خود قرار دهید.
تصاویر با "hidung"
عباراتی شبیه به "hidung" با ترجمه به فارسی
-
خوندماغ
-
دلفین پوزهبطری
-
سوراخ بینی
-
خوندماغ
-
لاکپشت خوکبینی
-
گرفتگی بینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن