ترجمه "hidup" به فارسی

زیستن, زندگی, برقرار بهترین ترجمه های "hidup" به فارسی هستند.

hidup verb noun
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیستن

    verb
  • زندگی

    noun

    Ibu dan Ayah menjadikan hidup kami menarik dan seronok!

    مادر و پدرم زندگی را برایمان خوش، پرهیجان و شاد میساختند.

  • برقرار

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • بقا
    • به درازا کشیدن
    • بودن
    • تحمل
    • تصویری
    • تلف شدن
    • حیات
    • دزدیدن
    • دوام داشتن
    • دوام کردن
    • زنده
    • زندگانی
    • زیست کردن
    • ساکن شدن
    • سرزنده
    • سرشار
    • شدن
    • طول کشیدن
    • عمر
    • فراوان
    • مردن
    • مسکون کردن
    • مصور
    • معاش
    • موجود بودن
    • ناگهان ناپدیدشدن
    • هلاک شدن
    • واقعی
    • وجود داشتن
    • وصل
    • گازدار
    • گم شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hidup " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hidup" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hidup" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه