ترجمه "hitam" به فارسی
سياه, siåh, سیاه بهترین ترجمه های "hitam" به فارسی هستند.
hitam
adjective
noun
دستور زبان
-
سياه
nounKetika kita bertemu lagi, kamu akan jadi serba hitam.
دفعه بعد که ديدمت کاملا سياه خواهي بود.
-
siåh
-
سیاه
adjective nounPengecut itu dengan busur panjang dan panah hitam mereka.
اون ترسوهای بی عرضه با اون کمان های بلندشون و اون تیرهای سیاه!
-
ترجمه های کمتر
- خیلی سیاه
- سیاهپوست
- سیاهی
- قیرگون
- مهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hitam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hitam
-
سیاه
adjective nounHanya dialah yang bisa menyaksikan kejatuhan Naga Hitam.
تنها او است که می توانید از سقوط سیاه اژدها را ببینید.
تصاویر با "hitam"
عباراتی شبیه به "hitam" با ترجمه به فارسی
-
قوی سیاه
-
مگسگیر آبی سیاهقفا
-
فهرست سیاه · کتاب سیاه
-
نوکشاخ چروکدار
-
کورکور سیاه
-
بوتیمار سیاه
-
کرگدن سیاه
-
اکراس سرسیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن