ترجمه "hubungan" به فارسی
اتصال, اتفاق, ارتباط بهترین ترجمه های "hubungan" به فارسی هستند.
hubungan
-
اتصال
nounMemulakan hubungan dari pilot ke pilot.
پروتکل اتصال خلبان به خلبان رو آماده کن.
-
اتفاق
nounSesuatu yang baik berlaku -- saya dapat merasai hubungan dengan penonton yang saya harapkan.
و چيزى خوب اتفاق افتاد-- اين نگاه خیلی کوچولو رو به امید برقراری ارتباطی که لازم بود را به تماشاچیها انداختم.
-
ارتباط
nounAku mencuba memahami hubungan terdalamnya antara masyarakat dengan hutannya.
سعي ميکردم اين ارتباط عميق بين جنگل و افراد اينجا رو درک کنم.
-
ترجمه های کمتر
- خویشاوندی باهم
- رابط
- رابطه
- رابطه نامشروع
- سلسله
- عنوان
- متصل کننده
- وابستگی
- پیوستگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hubungan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hubungan" با ترجمه به فارسی
-
مدل رابطهای
-
ارتباط بین فردی
-
تماس میل
-
آمیزش · آمیزش جنسی · مراوده · معامله · مقاربت
-
لیست مخاطبین
-
روابط بینالملل
-
دفتر تماس Windows
-
مورد مخاطب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن