ترجمه "hutang" به فارسی
بدهی, حساب بدهی, دین بهترین ترجمه های "hutang" به فارسی هستند.
hutang
-
بدهی
nounDia menangkap rakannya dan mula mencekiknya sambil berkata, “Bayarlah semua hutang kamu.”
او را گرفت و در حالی که گلویش را میفشرد، به او گفت: «تمامی بدهی خود را بده!»
-
حساب بدهی
noun -
دین
noun
-
ترجمه های کمتر
- عاریه
- قرض
- قرضه
- مدیون بودن
- وام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hutang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hutang" با ترجمه به فارسی
-
بدهی دولت
-
زجر دادن · عذاب دادن · ناامید کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن