ترجمه "imej" به فارسی
تصویر, اصل ماده, تمثال بهترین ترجمه های "imej" به فارسی هستند.
imej
-
تصویر
nounCuba gambarkan, bukan perkataannya, tetapi imej binatang itu.
چون فکر کردن به تصویر، نه به این واژه، بلکه به این تصویر.
-
اصل ماده
noun -
تمثال
noun
-
ترجمه های کمتر
- شخصی
- شخصیت ها
- شکل اولیه
- صورت خیالی
- مختصر
- نمونه
- نمونه اصلی
- پیش گونه
- پیکر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imej " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Imej
-
نگاره
noun
عباراتی شبیه به "imej" با ترجمه به فارسی
-
پردازش تصویر دیجیتال
-
پشتیبانی تصویری سیستم Windows
-
تصویر Windows
-
سایه افتاده
-
پردازش تصویر
-
دیسک ایمیج
-
تصویر دیجیتالی
-
فشردهسازی تصویر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن