ترجمه "impuls" به فارسی
ارتعاشات, تپش, مقدار حرکت بهترین ترجمه های "impuls" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Untuk menafikan impuls kita sendiri adalah untuk menafikan perkara yang yang menjadikan kita manusia. ↔ اگه غرايزت رو انكار كني... مثل اينه كه انسان بودنت رو انكار كني.
impuls
-
ارتعاشات
noun -
تپش
noun -
مقدار حرکت
noun -
نیروی جنبش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impuls " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Impuls
-
ضربه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "impuls" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Untuk menafikan impuls kita sendiri adalah untuk menafikan perkara yang yang menjadikan kita manusia.
اگه غرايزت رو انكار كني... مثل اينه كه انسان بودنت رو انكار كني.
Telinga kita merupakan sebahagian daripada jentera biologi yang menukarkan kekakuan getaran di udara di sekeliling kita ke dalam impuls elektrik yang tepat yang membezakan tepuk, tap mengeluh, dan lalat
گوشهای ما یک قطعه از دستگاه زیستی که به خوبی تنظیم شده را محصور کردهاند که بدآهنگی لرزشها در هوای اطراف ما را به ضربانهای الکتریکی تنظیم شده دقیقی تبدیل میکنند که کف زدن، ضربه زدن و آه کشیدن و پشهها را تشخیص میدهد.