ترجمه "inci" به فارسی

اینچ, از, امده بهترین ترجمه های "inci" به فارسی هستند.

inci
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اینچ

    noun

    Saya membesar satu inci dalam sebulan, Boppa.

    هر ماه یه اینچ بزرگتر میشم ، بابابزرگ

  • از

    noun

    Saya mempunyai versi tiga inci anda di atas rak saya.

    من یه ورژن دیگه از تو تو خودم دارم

  • امده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اندر
    • با
    • با امتیاز
    • بالای
    • بطرف
    • به
    • توی
    • داخلی رسیده
    • در توی
    • درونی
    • دم دست
    • زاویه
    • شاغلین
    • شامل
    • لای
    • هنگام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inci " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Inci
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اینچ

    jadi, dengan dua inci, ia masih mampu lalu di bawah jambatan di lebuhraya

    خوب، با دو اینچ ، خوبی هنوز این در بزرگراها عبور می کند.

عباراتی شبیه به "inci" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inci" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه