ترجمه "induk" به فارسی
دده سیاه, مادر, مامان بهترین ترجمه های "induk" به فارسی هستند.
induk
-
دده سیاه
noun -
مادر
nounKita sedang terbang melalui serpihan daripada kapal induk lama.
ما داریم از میان سفینه مادر قدیمی عبور میکنیم
-
مامان
noun
-
ترجمه های کمتر
- مومیا
- نمای اصلی
- پستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " induk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "induk" با ترجمه به فارسی
-
شرکت مادر
-
گره اصلی
-
ابهام · شست
-
عملکردهای اصلی
-
زیرساختار اصلی
-
مادربورد
-
شکل اصلی
-
ناو هواپیمابر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن