ترجمه "inspektor" به فارسی
آزمونگر, بازرس, مفتش بهترین ترجمه های "inspektor" به فارسی هستند.
inspektor
-
آزمونگر
noun -
بازرس
nounSaya difahamkan awak dah baca dokumen ini, inspektor?
و فکر ميکنم اين نوشته رو خوندي ، آقاي بازرس ؟
-
مفتش
noun -
ممتحن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inspektor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن