ترجمه "insurans" به فارسی
بیمه, بیمه نامه, خط مشی بهترین ترجمه های "insurans" به فارسی هستند.
insurans
-
بیمه
nounDia perlukan duit insurans untuk bayar kepada Malankov.
اون به پول بیمه برای پرداخت بدهیش به " مالانکوف " احتیاج داشت.
-
بیمه نامه
nounAda dua polisi insurans.
دو تا بیمه نامه ی عمر وجود داره.
-
خط مشی
noun
-
ترجمه های کمتر
- سیاستمداری
- مصلحت اندیشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insurans " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Insurans
-
بیمه
nounDia perlukan duit insurans untuk bayar kepada Malankov.
اون به پول بیمه برای پرداخت بدهیش به " مالانکوف " احتیاج داشت.
عباراتی شبیه به "insurans" با ترجمه به فارسی
-
بیمه عمر
-
بیمه · بیمه نامه · خط مشی · سیاستمداری · مصلحت اندیشی
-
بیمه عمر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن