ترجمه "istana" به فارسی
قصر, کاخ, کوشک بهترین ترجمه های "istana" به فارسی هستند.
istana
-
قصر
nounKita sepatutnya menetap seminggu lagi di istana itu.
مي تونستيم يه هفته ديگه توي اون قصر بمونيم.
-
کاخ
nounYa, ada tongkat Raja yang indah di istana.
آره يه سلطنت زيبا و يه کاخ باشکوه.
-
کوشک
noun
-
ترجمه های کمتر
- دژ
- رخ
- قلعه
- کلاغ زاغی
- کلاغ سیاه
- کلاهبردار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " istana " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Istana
-
کاخ
nounمحل زندگی شاه
Kau tak keberatan bila aku meruntuhkan Istana Duyung lagi?
برای شما مهم نیست اگر پاره کردن کاخ Duyung دوباره ؟
عباراتی شبیه به "istana" با ترجمه به فارسی
-
کاخ باکینگهام
-
کاخ ورسای
-
کاخ تابستانی پکن
-
دژ
-
کاخ باکینگهام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن