ترجمه "isyarat" به فارسی
ادا, اشاره, حرکت بهترین ترجمه های "isyarat" به فارسی هستند.
isyarat
-
ادا
noun -
اشاره
nounHari ini, mereka berkhidmat dengan gembira dalam kumpulan bahasa isyarat di Mandalay.
اکنون آنان با شادی بسیار در گروه زبان اشاره در شهر ماندالای خدمت میکنند.
-
حرکت
nounKita harus memberinya sesuatu sebagai isyarat simbolik.
بايد به عنوان يه حرکت نمادين يه چيزي بهش بديم
-
ترجمه های کمتر
- سیگنال
- علامت
- قیافه
- نشانه
- نشانگر
- ژست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " isyarat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Isyarat
-
سیگنال
Hanya isyarat yang berterusan dari hantu mesra kami.
فقط سیگنال های پی در پی از روح مهربونمون.
عباراتی شبیه به "isyarat" با ترجمه به فارسی
-
چراغ راهنمایی
-
اشاره
-
زبان اشاره
-
پردازشگر سیگنال دیجیتال
-
چراغ راهنمایی
-
پردازش سیگنال
-
زبان اشاره
-
سیگنال زمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن