ترجمه "jagaan" به فارسی

سرپرستی, قیمومیت, نظارت بهترین ترجمه های "jagaan" به فارسی هستند.

jagaan
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرپرستی

    noun

    Mereka masih memerlukan jagaan dan bimbingan anda.

    افراد خانوادهٔ شما به مراقبت و سرپرستی مداوم شما نیازمندند.

  • قیمومیت

    noun
  • نظارت

    noun
  • کمک

    noun

    Saya tidak dapat menamatkan persekolahan kerana sekolah menengah terlalu jauh dan saya memerlukan jagaan rapi daripada ibu bapa.

    چون در نزدیکی ما دبیرستانی نبود و به کمک والدینم محتاج بودم نتوانستم درسم را تمام کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jagaan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "jagaan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه