ترجمه "jaminan" به فارسی
وثیقه, انتقال, بیمه بهترین ترجمه های "jaminan" به فارسی هستند.
jaminan
-
وثیقه
noun -
انتقال
noun -
بیمه
nounAtau mahukah awak menjadi jaminan mereka?
یا ترجیح میدی بیمه اونا باشی ؟
-
ترجمه های کمتر
- بیمه نامه
- تضمین
- تضمین کردن
- تعهد
- حبس
- خط مشی
- سطل
- سیاستمداری
- ضامن
- ضمانت
- ضمانت کننده
- مصلحت اندیشی
- واگذاری
- کفیل
- گارانتی
- گرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jaminan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Jaminan
-
وثیقه
Desakan diplomatik meyakinkan hakim untuk memberinya jaminan.
فشار دیپلماتیکی قاضی را مجبور به گذاشتن وثیقه برای آزادی او کرد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن