ترجمه "jari" به فارسی

انگشت, انگشت دست, انگشد بهترین ترجمه های "jari" به فارسی هستند.

jari
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگشت

    noun

    Semakin dia mencuba untuk mencari tempat bagi jari atau kakinya, otot-ototnya mulai terasa kejang.

    هر چه بیشتر سعی کرد جائی برای انگشت پا پیدا کند، بیشتر عضلاتش گرفته شدند.

  • انگشت دست

  • انگشد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • رقم
    • عدد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jari " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Jari
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگشت دست

تصاویر با "jari"

عباراتی شبیه به "jari" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "jari" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه