ترجمه "jasmani" به فارسی
بدنی, تشریح, جسمانی بهترین ترجمه های "jasmani" به فارسی هستند.
jasmani
-
بدنی
adjectiveLatihan jasmani dan pengabdian kepada Tuhan (8)
تمرین بدنی در مقایسه با وقف به خدا (۸)
-
تشریح
noun -
جسمانی
adjectiveSekatan jasmani boleh meningkatkan pemahaman.
محدودیّت های جسمانی میتوانند بینش را بسط دهند.
-
ترجمه های کمتر
- جسمی
- دارای ماده
- ساختمان بدن
- سازمان بدن
- مجسم
- کالبد
- کالبدشناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jasmani " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن