ترجمه "jiwa" به فارسی
باطنی, جان, درون بهترین ترجمه های "jiwa" به فارسی هستند.
jiwa
-
باطنی
adjective -
جان
nounRamai penyembah Yehuwa berkhidmat sebagai penyiar dan menjalankan kerja ini dengan sepenuh jiwa raga.
در جماعات مسیحی اغلبِ مبشّران با جان و دل به فعالیت موعظه مشغولند.
-
درون
adjectiveSemoga kita berdiri tegak dengan berani dan melakukan dengan segala jiwa.
باشد که ”از درون برخاسته“ شجاع و ”کاملاً وفادار باشیم. “
-
ترجمه های کمتر
- روان
- روح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jiwa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "jiwa" با ترجمه به فارسی
-
احساسات · هیجانات · هیجانی
-
سرشماری · ممیزی مالیاتی
-
پارانویا
-
روانشناس
-
جنون
-
روانشناسی · پسیکولوژی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن