ترجمه "kakitangan" به فارسی
بردست, بنده, خادم بهترین ترجمه های "kakitangan" به فارسی هستند.
kakitangan
noun
-
بردست
noun -
بنده
noun -
خادم
noun
-
ترجمه های کمتر
- خدمتکار
- دستیار
- سردبیر روزنامه
- مدد
- مستخدم
- معاون
- نوکر
- پرسنل
- کادر
- کارمند
- کارمند اداره
- یاری
- یاور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kakitangan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن