ترجمه "kalah" به فارسی
اسب بازنده, زده, زیر نویس بهترین ترجمه های "kalah" به فارسی هستند.
kalah
adjective
-
اسب بازنده
noun -
زده
adjectiveNamun, jangan biarkan tangan anda menjadi lenguh dan mengaku kalah.
شاید کسی از روی حسادت به شما تهمتی زده است.
-
زیر نویس
adjective
-
ترجمه های کمتر
- فرسوده
- مغلوب
- چکش خورده
- کوبیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kalah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kalah" با ترجمه به فارسی
-
تسلیم بی قید و شرط
-
صرفنظرکردن از · نرم شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن