ترجمه "kapal" به فارسی

قایق, کشتی, جهاز بهترین ترجمه های "kapal" به فارسی هستند.

kapal noun
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قایق

    noun

    Dengan matanya memandang Yesus, dia keluar kapal dan berjalan di atas air.

    با چشمان ثابت بر روی عیسی، او از قایق بیرون رفت و معجزانه روی آب راه رفت.

  • کشتی

    noun

    Angkatan kapal berlabuh di sini. Dipenuhi kain sutera dan permata mulia.

    کشتی های زیادی که در بندر اینجا پهلو میگرفتن ، شهر پر از ابریشم و جواهرات گرانبها.

  • جهاز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • كشتی
    • رگ
    • سفینه
    • سماری
    • ظرف
    • ناو
    • ناو جنگی
    • هواپیما
    • کشتی هوایی
    • کشتی کوچک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kapal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kapal
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشتی

    noun

    Kapal induk, kapal nelayan Taiwan yang dirompak tahun lepas.

    کشتی اصلی یه لَنج ماهیگیری تایوانی ـه که سال پیش دزدیده شده.

عباراتی شبیه به "kapal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kapal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه